برچسبها: همایش طبیب روحانی, بزرگداشت مقام علامه حسن زاده آملی
نجم الدین | 15:4 - یکشنبه 1392/02/29
بسم الله الرحمن الرحیم
از تمامی متمسّکین به ولایت أئمة معصومین (علیهم السلام) انتظار می رود که در اذان و اقامه هایشان،بعد از شهادت به ولایت امام امیر المؤمنین علی بن أبی طالب (سلام الله عیه)، به عصمت حضرت صدّیقة طاهرة عصمت الله الکبری، حجّت الله علی الحجج،فاطمة زهراء (سلام الله علیها) نیز، (تبرّکاً نه جزءاً) شهادت بدهند، امید است که با ترویج این اصل ایمانی و عمل کردن بدان، قلب مطهّر عالم امکان، حضرت صاحب العصر و الزمان ـ أرواحنا فداه ـ خشنود گردد و یکی از بطون معانی ظهور حضرتش تحقّق یابد.فتأمل
«أشهَدُ أنَّ سَیِّدَتَنا فاطمةَ بِنتَ رسولِ اللهِ،عِصمَةُ اللهِ الکُبری و حُجَّةُ اللهِ عَلَی الحُجَج»![]()
![]()
![]()
![]()
نجم الدین | 16:22 - چهارشنبه 1392/02/11
حجت الاسلام هدایت از مراودین حضرت علامه حسن زاده آملی می گوید:
چند سال از طلبگی ام گذشته بود که کمی مسیر برایم مبهم بود و نمی دانستم که پایان راه حوزه به کدام سمت است و در چه مسیری باید سرمایه گذاری کنم. محضر علامه رسیدم و گفتم آخر راه طلبگی من کجاست؟ من قرار است در حوزه چه کار کنم؟ ایشان کمی تامل کردند و فرمودند: الآن خوب درس بخوان، آخر کار تو المیزان است.
بعد فرمودند: مرحوم علامه تفسیری دارند به نام المیزان. صد سال دیگر حوزه می فهمد که المیزان چیست. خوب درس بخوان تا بتوانی خوب المیزان را بفهمی.
منبع: مجله وحی و خرد،ص۶۰
برچسبها: المیزان, علامه حسن زاده آملی, پایان مسیر طلبگی
نجم الدین | 14:17 - چهارشنبه 1392/01/28
عید حقیقی
علامه حسن زاده آملی:
مدان عید آن زمانی را که بر تن نو کنی جامه
بود عید آن که دور از خود نمایی خوی حیوانی
مرا امشب دلی شاد است اندر گوشه غربت
که می خواهد نماید هر زمان نوعی غزلخوانی
چرا خـوشـدل نـبـاشـد آن کـسی کـردنـد تـقـدیـرش
کـتـاب و درس و دانـش را ز لطـف حی سبـحانـی
چــه غـم ما را کـه اندر بر نباشد شربـت و شــکـر
کــه کــام مـا بــود شیــریــن هـمـی زآیات قــرآنــی
نجم الدین | 1:21 - جمعه 1392/01/02
علوم دارای نظم بسیار شریفی هستند. ابتدا وقتی وارد ادبیات می شوید بحث از الفاظ مطرح می شود. الفاظ به این منظور وضع شده اند که ما معانی ذهنی خودمان را به وسیله آنها بیان کرده و با مخاطب ارتباط کلامی برقرار کنیم و لذا از الفاظ کلام حاصل می شود، کلامی که ترکیب یافته از مبتدا وخبر و مضاف و مضاف الیه و صفت و موصوف و امثال آن است. ادبیات خود به 12رشته تقسیم می شود که صرف و نحو و معانی و بیان و شعر از جمله آنهایندو وقتی از ادبیات ترفّعی حاصل شد به منطق می رسیم. منطقی دیگر بحث از الفاظ نمی کند بلکه دائما حول مفاهیم الفاظ می گردد. منطقی دتر صدد این است که با استفاده از قوانین الفاظ که در علم ادبیات آموخته قوانینی ارائه کند که شخص در مقام فکر کردن و استدلال نمودن دچار خطا و اشتباه نشود. منطقی پس از ترفّع یافتن به فلسفه می رسد. فیلسوف کسی است که می خواهد پس از سیر کردن در الفاظ و غور نمودن در مفاهیم آنها به متن اعیان خارجی موجودات سفر کند تا بر اساس احکامی، واقعیات را از غیر واقعیات تفکیک کند.به بیان دیگر هرگاه بخواهیم مثلا راجع به الفاظ نماز سخن بگوییم در آن موطن در حکم یک شخص ادبی هستیم،اگر بخواهیم راجع به مفاهیم الفاظ آن بحث کنیم تا نهایتا معنای صلوة را بیابیم در این صورت در حکم یک انسان منطقی هستین. و لذا اکثری مردم یا مشغول قرائت صلوة ادبی هستند آنگاه که دائم در پی رعایت تجوید الفاظ صلوة اند و بس و یا مشغول صلوة منطقی هستند آنگاه که پیوسته در پی معانی و مفاهیم الفاظ نمازند و بس تا برسیم به تکتک افرادی که مشغول صلوة فلسفی هستند یعنی از الفاظ و مفاهیم به متن واقع صلوة رسیده اند و به حقیقت یافته اند که "انّ الصلوة تنهی عن الفحشاء و المنکر"، نمازی که انسان را از زشتیها و بدیها بازدارد جز نماز فلسفی نیست. اینجاست که وقتی آسید هاشم حداد به یکی از آقایان فرمودند: شما چطور نماز می خوانید و ایشان جواب دادند: "من در نماز دقت دارم که مفاهیم و معانی الفاظ چیست"، آسید هاشم حداد فرمودند: پس در حقیقت شما نماز نخوانده اید. معلوم می شود نماز او فقط یک نماز ادبی یا منطقی بوده است نه یک نماز فلسفی. پس براساس این روندی که خدمتتان عرض کردیم فلسفه باید یک علم شهودی و حضوری باشد نه یک علم مفهومی؛ زیرا اگر چنین باشد علم منطق خود به تنهایی عهده دار مفاهیم است و دیگر نیازی به فلسفه نیست.
منبع: شرح نهایة الحکمة،ج1،ص81،82
برچسبها: فلسفه, نماز فلسفی, آسید هاشم حداد, شرح نهایة الحکمة
نجم الدین | 7:27 - جمعه 1391/12/25
بسم الله الرحمن الرحيم
«سخن در وحدت وجود و بيان مراد و معنى از اين كلمه بطورى كه مطابق عقل و ذوق و شرع انور است:
بدان كه اين كلمه در بين اهل عرفان و حكمت الهى بسيار شايع و متداول است و در اكثر كتب اهل معقول در مواردى مسطور میباشد و در تفسير آن چهار معنى متصور است به ترتيبى كه خواهيم بيان نمود.

تفسیر اول از وحدت وجود
اول آنكه مراد از وحدت، وحدت شخصيه باشد و مقصود اين باشد كه حضرت واجب بالذات شخص واحد منحصر به فرد در وجود است و براى وجود و مفهوم هستى مصداق ديگرى نيست و موجودات بسيار از سماء و ارض و جماد و نبات و حيوان و نفس و عقل كه در عالم امكان مشهود هستند همه خيالات همان واجب الوجود میباشند و در واقع چيز ديگر نيستند مانند آب دريا كه به صورت موجهاى گوناگون از بزرگ و كوچك و بلند و پست برمى آيد و در حقيقت شخص آب دريا و موجهاى آن يك حقيقت و يك فرد آب بيش نيست بلى كثرت موجها و هم را به گمراهى و ضلال برده و انسان خيال مىكند موج غير از آب است.
اين تفسير غلط محض و بيهوده است زيرا كه علاوه بر اين كه اين معنى منافى صريح شرع انور و كفر است و مرجع آن به انكار واجب بالذات و نفى مقام شامخ احديت است مخالف با قواعد عقليه است و همه اوضاع مسلمه در علم حكمت را كه عليت حق و معلوليت ممكنات و حاجت ممكن به واجب و سائر اوضاع علمى را بر هم ريخته و اساس خداپرستى و بندگى را منهدم مىنمايد و هم مخالف با حس است زيرا كه بطور محسوس میدانيم و مىبينيم كه براى هر نوعى خواص و آثارى است كه در نوع ديگر نيست حتى در گياه اثر يك گياه كه سم است هلاك نمودن است، و اثر گياه ديگر ترياق و معالجه سم است، همين طور در معادن و انواع مختلفه حيوان و عجائب احوال مختلفه آنها پس چطور شخص عاقل مىتواند انكار كثرت وجودات را در واقع نمايد و همه را يك شخص بداند.
تفسیر دوم از وحدت وجود
دوم آن كه مراد از وحدت، وحدت سنخيه است نه وحدت شخصيه به اين بيان كه مراتب وجودات از واجب گرفته تا به ضعيف ترين ممكنات مثل جسم و هيولى در سنخ اصل حقيقت وجود متحد هستند و تفاوت در بزرگى درجه وجود و شئون وجود از علم و قدرت و حيوه و كوچكى مرتبه دارند و بشدت و ضعف و نقص و كمال در بهره داشتن از سنخ وجود تمايز و جدائى از هم دارند اين معنى را در كتب حكماء الهيين هم اشتراك معنوى وجود گويند، و هم وحدت سنخيه وجود خوانند و مشهور اين است كه طريقه فهلويين از حكماء عجم همين معنى بوده است و اين معنى چندان دور از قبول نيست و منافى امرى هم نيست بلكه به اعتقاد اكثر محققين بدون اين مبنى صدور معلول از علت ممكن نيست.
تفسیر سوم از وحدت وجود
سوم آن كه مراد وحدت شخصيه وجود است ليكن نه مثل معنى اول كه كثرت وجودات و حقائق ممكنات را باطل و بيهوده بداند بلكه در عين اين كه وجود را واحد بالشخص دانسته كثرت و تعدد و اختلاف انواع و آثار آنان را هم محفوظ دانستهاند و گويند اين وحدت از غايت وسعت و احاطت منافات با كثرت واقعيه ندارد كه وحدت در عين كثرت و كثرت در عين وحدت مىباشد و تمثيل كنند اين معنى را به نفس ناطقه انسان كه واحد شخصى است زيرا كه مسلما هر فردى يك شخص بيش نيست و ليكن در عين حال با قواى نفس از ظاهره و باطنه از مشاعر و مدارك و از قواى طبيعيه از هاضمه و ناميه و مولده متحد مىباشد كه نفس عين قواى خود و قوى عين نفس ناطقه هستند و اين معنى را حكيم نحرير الهى صدرالدين محمد شيرازى در مبحث علت و معلول از اسفار اختيار نموده و مخصوصا متعرض ابطال معنى اول غلط وحدت وجود كه ذكر نموديم گرديده است.
مقصود اين است كه صاحب اين قول يعنى معنى سوم از وحدت وجود بطوريكه دانسته شد عقيده دارد كه اين معنى صحيح و مطابق برهان و ذوق است و منافى امرى نيست و العلم عندالله سبحانه
تفسیر چهارم از وحدت وجود
تفسير چهارم آن كه مراد از وحدت وجود، وحدت در نظر مردم آگاه و بيدار است كه از خوابگاه طبيعت و نفس و هوى بيدار شده به عوالم كثرت و تعينات بيشمار عالم امكان وقعى نگذارده اعتنائى ندارد
توضيح اين معنى آنست كه بدون شبهه و ترديد كثرت و تعدد و اختلاف انواع و اصناف و افراد را همه مىدانيم و مىبينيم و از طرفى هم حضرت حق عز اسمه در ايجاد و تكوين ممكنات مختلفه به علم و قدرت و اراده و حيوه ظهور در همين انواع ممكنات فرموده و تجلى نموده تجلى متكلم فصيح و بليغ در كلام و سخن خود كه در نهايت فصاحت و بلاغت اداء نمايد و مانند كسى كه نشسته و چندين قسم آئينه در اطراف خود نهاده و در همه آنها ظهور نموده است و ليكن آيينه ها در جنس مختلف باشند و هر كدام صورت شخص را به نوعى از كوچكى و بزرگى و صفاء و كدرت ظاهر نمايند، پس آنچه از متكلم در كلام خود و از شخص در آئينه هويدا است ظهور او است نه وجود او و نه حلول در آئينه و نه اتحاد با آئينه
و اين هم بديهى است كه هر گاه شخص ديگرى به اين مظاهر و مرائى مختلفه نظر نمايد هم صورت شخص اول را مختلف در آئينه مىبيند و هم جنس و شكل و مقدار آئينه را مىبيند حال اگر از غايت علاقه و توجه به صاحب صورتهاى مختلفه از اين همه صور مختلفه فقط توجه تام به اصل صاحب آنها معطوف شد و كوچكى و بزرگى صور كه مناط اختلاف و كثرت بودند به نظر نيامد و جسم و شكل آينه هم در نظر نمودار نگرديد و از تمام خصوصيات سخن و كلام از لطافت و بلاغت و فصاحت آن فقط قدرت گوينده و لطافت روح و ذوق طرح ريزى سخن را ديد و از جميع صور متعدده مرائى و آئينه ها همان شخص عاكس را مشاهده نمود اين معنى را وحدت وجود در نظر و فناء فى الصوره گويند.
و از اينجا معلوم شد كه معنى صحيح و خالى از همه اشكال و شبهه در تفسير وحدت وجود معنى چهارم است كه موحد حقيقى از تمام اعيان ممكنات و حقايق وجودات امكانيه فقط ظهور قدرت و صفات كماليه را ديد و جهات خلقيه خود اشياء ممكنات را در نظر نگرفت و در اين نظر است كه آسمان و زمين بهم متصل، و بر و بحر بهم مرتبط، و فصل بين اشياء در نظر برخيزد و عارف به حق در توحيد خالص خود اضافات را اسقاط نموده به جز حق و صفات او در نظر نياورد اين معنى وحدت وجود و فناء فى الله است و در شرع مطهر كه اخلاص در عبادت شرط است مقدمه حصول به اين مقام است كه تمرين به اين اخلاص شخص را مستعد از براى وصول به خوض لجه عرفان كه معنى چهارم است مىنمايد و اين مقدار از سخن در اين مقام كافى است و جامع همه مزاياى مطلب است»
پی نوشت:
این رساله وجیزه در باب توضیح وحدت وجود و معانی متصوره آن٬ در "مجموعه رسائل و مقالات فلسفی" حکیم عارف آیت الله رفیعی قزوینی به طبع رسیده است و هم در کتاب گرانسنگ «وحدت از دیدگاه عارف و حکیم» علامه ذوالفنون حسن زاده آملی به عنوان مزید استبصار نقل شده است.
برچسبها: وحدت وجود, توضیح وحدت وجود, آیت الله رفیعی قزوینی
نجم الدین | 16:3 - جمعه 1391/12/18
توجه می فرمایید زمانی که شاگردان جناب علامه از تمثل بی مثال داشتن استادشان بی خبر بودند و ابراز جهل می نمودند دیگر شاگرد ایشان یعنی استاد حسن زاده آملی خود صاحب تمثل بی مثال بوده است و معلوم است که استاد به طریق اولی از این برخوردار بوده اند. جناب علامه طباطبایی کسی بودند که مرحوم آشیخ محمد تقی آملی می فرمایند: وقتی ما به خدمت آقا سید علی قاضی رفتیم٬ دیدیم قبل از ما آقا سید محمد حسین طباطبایی و اخوی بزرگوارشان آقا سید محمد حسن طباطبایی آنجا بودند و همان وقت برای خود حالاتی داشتند.
شرح نهایة الحکمة٬ج۱٬ص۱۱۷
برچسبها: تمثل بی مثال, علامه حسن زداه آملی, علامه طباطبایی
نجم الدین | 13:38 - جمعه 1391/12/11
استاد بزرگوارم آيت علم و دين جناب حاج ميرزا مهدي الهي قمشه اي- شرّف الله نفسه- در جلسه درسي حكايت فرمود:
در زمان پيامبر خاتم (صلي الله عليه و آله و سلم) طبيبي يهودي درگذشت، آن حضرت را از وفات وي خبر دادند، رسول اكرم از شنيدن آن اظهار تاسف كرد، عرض نمودند: يا رسول الله اين متوفّي يهودي بوده است، فرمود: " مگر نمي گوييد طبيب بوده است."
هزار و يك كلمه ج1،ص10، كلمه1برچسبها: طبیب, علم طب, میرزا مهدی الهی قمشه ای, علامه حسن زاده آملی, هزار و یک کلمه
نجم الدین | 21:33 - جمعه 1391/11/27
خدی سبحان در چند جای قرآن کریم خود را به علم شریف حساب متصف فرموده است مانند «انّ الله سریع الحساب » آری صنع احسن عالم کیانی و نظم اتم نظام ربّانی بر اساس استوار حساب و اندازه است . تار وپود فعل حق تعای شأنه حساب واندازه است که در متن خلقت عالم وآدم پیاده شده است و خلاصه اینکه مبنای کلمات کتاب تکوینی و تدوینی نظام هستی مبتنی بر اساس استوار ریاضیات است . علم به قوانین حسابی و قواعد مسایل عددی در تقویت نفس انسانی از اعاظم وسائل است .به خصوص علم هندسه که در تعدیل و تقویم ذهن و فکر وقلم وبیان تأثیری به سزا دارد .
حکما وفلاسفه بزرگ گفته اند : برای رسیدن به معرفت حقایق اشیاء فکر را باید به علوم ریاضی ورزش داد آری علوم ریاضی برای حکیم مثابت مسطره برای خطاط است .همچنان که مسطره ؛ مشّاق را از کجی وبی نظمی در کتابت حروف و انحراف سطور حافظ است ؛علوم ریاضی نیز فکر را از خطا و اعوجاج وانحراف باز می دارند و به آن استقامت و اعتدال می دهند .
انسانهای ورزیده در علوم ریاضی ؛ صاحب رأی صائب و نظری ثاقب و کم گوی وگزیده گوی و دیر گوی و نکو گوی می شوندمثلاً عبارات خواجه طوسی به فارسی وعربی ؛ چنان سخت بنیاد و استوار است که گویی به جای مرکّب ؛ سرب مزاب به کار برده است.
محصلین علوم دینی نیز احتیاج مبرم به تحصیل ریاضیات از هندسه و حساب وهیأت دارند .اکثر کارهای بشر دیروزی وامروزی مبتنی بر ریاضیات است . این علوم ریاضی است که اساس نظام اجتماع بشری است.
منبع : کتاب گفتگو با علامه صفحات ۳۳و۱۷۴-۱۷۶
برچسبها: ریاضی, علامه حسن زاده آملی و ریاضیات
نجم الدین | 19:56 - شنبه 1391/11/14
جناب سيد الشهداء عليه السلام به برادرش فرمود: كه اگر من به لانه حيوانات پناه ببرم ، بنى اميه بر من دست پيدا مى كنند.مى داند كه او را مى كشند و جناب اميرالمؤ منين عليه السلام مى دانست او را شهيد مى كنند، من عالم مى دانم كه من را مى كشند، حالا كه مى داند خوب چرا توى خانه ؟ چرا توى دهليز؟ چرا توى يك بيابانى بى اطلاع ؟ خوب ، حالا كه مرا مى كشند، طورى كشته و شهيد شوم كه خون من هدر نرود، مظلوميت من بر ملا بشود، آنها كه بالاخره على عليه السلام را مى كشتند، لذا مى رود به مسجد. اگر مسجد هم مى رفت آن شب او را مى كشتند، به يك وجه ديگر. چه بهتر كه حقانيتشان را بر مردم معلوم كنند، در مسجد سر نماز (مسجد ماءمن مردم است ) كه قساوت و شقاوت را خوب برساند.
اين را اختيار كرده ، اين مسير را برگزيده است ، نبايد گفت : چرا على اميرالمؤمنين عليه السلام تن به تهلكه داده ؟ چرا؟ قرآن كه مى فرمايد: لا بلقوا بايدكم الى التهلكه
ايشان بالاتر از اين حرفها است . امام اختيار مى كند آن طريق شهادت را كه حقانيتش پياده بشود و بر ملا بشود. فرمايش آقاى قزوينى با سخن جناب آقاى شعرانى هر دو يكى است كه فرمود: ائمه تقيه نمى كردند؛ چون عالم بودند به وقت و كيفيت وفات خود، بله امر به تقيه مى نمودند.
منبع: http://alame-hasanzade.blogfa.com/cat-21.aspx
نجم الدین | 13:5 - چهارشنبه 1391/09/01
به گزارش وبلاگ "علامه دهر" :
به اطلاع عموم علاقه مندان و ارادتمندان حضرت علامه حسن زاده آملی (و نیز عزیزانی که در این ایام به هر نحو پیگیر وضعیت جسمی ایشان بودند) می رساند:
حضرت علامه حسن زاده آملی که بر اثر آسیب دیدگی پا بستری شده بودند، خوشبختانه هم اکنون از بیمارستان شریعتی تهران مرخص شدند.
معظّمٌ له که از روز شنبه بر اثر ترک برداشتن قسمتی از استخوان ران پای چپ به دستور پزشک معالج به استراحت مشغول و به خاطر عدم پذیرفتن ملاقات کنندگان در بخش آی سی یو تحت مراقبت ویژه بودند، بحمدالله هم اکنون (ظهر چهارشنبه) با بهبودی رضایتبخشی از بیمارستان ترخیص شدند.
نجم الدین | 16:53 - چهارشنبه 1391/06/22
علامه حسن زاده آملی به علت آسیب دیدگی پای چپشان در بیمارستان بستری شدند
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم

علی حسن زاده فرزند علامه حسن حسن زاده آملی در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاری رسا گفت: علامه حسن زاده آملی شامگاه روز شنبه هجدهم شهریورماه به دلیل افتادن از پله دچار شکستگی در پای چپ شده و در یکی از بیمارستان های تهران بستری شده است.
حسن زاده با بیان این که پای چپ حضرت علامه از قسمت گردن سوم و محل اتصال به لگن شکسته است گفت: حضرت علامه حسن زاده آملی فوق العاده در زحمت بوده و از مردم شریف و مومن خواهان دعا هستیم.
وی با اشاره به عیادت رییس مجلس شورای اسلامی و وزیر بهداشت از علامه حسن زاده آملی گفت: خانواده علامه حسن زاده آملی از همه بزرگوارانی که برای عیادت زحمت کشیده اند و یا جویای احوال حضرت علامه هستند تشکر می کند
منبع:رسا نیوز
برچسبها: بستري شدن علامه حسن زاده آملي
فانی | 16:7 - سه شنبه 1391/06/21
نظر حضرت علامه حسن زاده آملی در مورد حضرت استاد صمدی آملی
علامه حسن زاده آملی:الانه که یه بزرگواری ُزحمت کشیده ای -تحصیل کرده ای-حرف شنیده ای-خون دل خورده ای-زبان فهمی به نام جناب آقای صمدی پیدا شد در میان شما ،خودش را وقف شما کرد،عزیزان من قدر بدانید شهد الله
علامه حسن زاده آملی:بنده این موهبت الهی را باید به عزیزم،روحانی زحمت کشیده ،فاضل فرزانه ،خدوم دین و متدینین ، جناب حجت الاسلام و المسلمین صمدی آملی عزیزم تبریک عرض کنم و شما عزیزان که در محضر ایشان هستید ضرر نکرده اید و میبینید همه نور علی نور است و این بزرگوار به تکلیفشان عمل مینمایند.خدا بر توفیقات ایشان بیفزاید.
منبع:سخنرانیهای ضبط شده از حضرت علامه حسن زاده آملی
بقيه در ادامه مطلب...
برچسبها: استاد صمدی آملی در نگاه علامه حسن زاده آملی
فانی | 18:31 - سه شنبه 1391/05/31
بسم الله الرحمن الرحيم
...
55) افراط و تفريط، در تمامي امور، انسان را از حقيقتي که آدمي آن را به عنوان غايت و نهايت فعل خويش در نظر گرفته بود دور مي كند.
56) اعضا و جوارح انسان يک حدّ اعتدالي دارند که انسان بايد آن را مراعات کند، در غير اين صورت بي طهارت خواهد بود.
57) معناي طهارتِ در کار آن است که انسان اوّلاً به طور کلي بي کار و بي شغل نباشد و ثانياً بيش از حد کار نکند و بر خودش فشار وارد نياورد.
58) اعتدال در امر كسب مال و منال براي آسايش اهل و عيال، طبق فرمايش معصوم (ع) اينكه انسان روزش را به سه قسم تقسيم كند:
الف) كسب روزي مادي و استراحت.
ب) رسيدگي به همسر و فرزندان.
ج) تحقيق و تفحص علمي، تفكر در نظام احسن،اظهار عبوديت در پيشگاه حقيقت نظام هستي.
59) شخصي که چشمش را پاک نگاه ندارد خود را از اساس انسانيت دور ساخته است و فقط به اندازة يک حيوان ارزش وجودي دارد.
برچسبها: نکته های طهارت, استاد صمدی آملی, طهارت زبان
فانی | 17:55 - جمعه 1391/05/20




